تبلیغات
یكــــ جرعهـــ بوسهـــــ - مجنون و لیلی























یكــــ جرعهـــ بوسهـــــ

نظر ندی نامردی..زودباش نظر بده

یك شبی مجنون نمازش را شكست

بی وضو در كوچه لیلا نشست

 

گفت:یا رب از چه خوارم كرده ای؟

     بر صلیب عشق دارم كرده ای؟

 

خسته ام زین عشق.دلخونم مكن

من كه مجنونم.تو مجنونم مكن

 

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو...من نیستم

 

گفت:ای دیوانه .لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم

 

سالها با جور لیلا ساختی

من كنارت بودم و نشناختی

 

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یك جا باختم

 

كه دست آواره صحرا . نشد

گفتم عاقل می شوی . اما نشد

 

سوختم در حسرت یك یار بت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

 

روز و شب او را صدا كردی. ولی

دیدم امشب با منی . گفتم : بلی

 

مطمئن بودم به من سر میزنی

در حریم خانه ام در میزنی

 

حال.این لیلا كه خوارت كرده بود

درس عشقش بی قرارت كرده بود

 

مرد راهش باش تا شاهت كنم

صد چو لیلا كشته در راهت كنم. . .

 

 


نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن 1390 ساعت ساعت 18 و 10 دقیقه و 27 ثانیه توسط miss-pink نظرات | |


آخرین مطالب
» بعد مدت ها
» salam.sharmande moddatie netaam hangide.alan ba goshi omadam net.boooooos

Design By : RoozGozar.com